جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

چشم انتظار

                                                                     چشم انتظار...




    در ذهن آشفته ام مست٬

    به دنبال خاطرات تو می گردم تا با آنها کمی آرام بگیرم
    راستی برایت بگویم
    از وقتی که رفتی چشمهایم
    همانند یک کودک بچه خودشان را خیس می کنند
    یادت هست وقتی که خیس می شدند...
    با دستهای کوچکت روی چشمهایم می گذاشتی تا آرام بگیرند٬ من که خوب یادم هست
    دیشب با همان چشمهای خیس پشت پنجره رفتم
    گفتم شاید تو٬ نمی دانم کجا٬ پشت پنجره باشی
    تا انعکاس صورت ماهت را در ماه ببینم
    مثل همیشه که دلتنگت می شدم
    تا صبح نشستم
    اما نیامدی....


    این مطلب تا کنون 21 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ یکشنبه 18 تير 1391
    منبع
    برچسب ها : ,
    چشم انتظار

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز چهار شنبه 6 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر