خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





چشم انتظار

                                                                     چشم انتظار...




    در ذهن آشفته ام مست٬

    به دنبال خاطرات تو می گردم تا با آنها کمی آرام بگیرم
    راستی برایت بگویم
    از وقتی که رفتی چشمهایم
    همانند یک کودک بچه خودشان را خیس می کنند
    یادت هست وقتی که خیس می شدند...
    با دستهای کوچکت روی چشمهایم می گذاشتی تا آرام بگیرند٬ من که خوب یادم هست
    دیشب با همان چشمهای خیس پشت پنجره رفتم
    گفتم شاید تو٬ نمی دانم کجا٬ پشت پنجره باشی
    تا انعکاس صورت ماهت را در ماه ببینم
    مثل همیشه که دلتنگت می شدم
    تا صبح نشستم
    اما نیامدی....


    این مطلب تا کنون 9 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    چشم انتظار

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر